قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

دوشنبه 27 خرداد 1398

طرح جلد کتاب و توی دروازه عباس سعیدیترسیم بهتری از واقعیت جنگ برای نوجوان در قالب طنز
کتاب «و توی دروازه» نوشته «#عباس_سعیدی»
#داستان #طنز #دفاع_مقدس برای نوجوانان
نشر #جمکران

نثر روان و خواندنی
تلخ و شیرین جنگ؛ روایت مقاومت اهالی روستا در برابر ارتش بعث عراق با محوریت یک پسربچه باصفا

#رمان 
۱۸۰ صفحه، رقعی

  • نظرات() 
  • شنبه 13 بهمن 1397

    #رمان زایو یک اثر موفق، متفاوت و شاخص از نویسنده‌ای جوان (#مصطفی_رضایی_کلورزی متولد ۱۳۶۹) است. این داستان، تصویرسازی از آینده است. یک اثر علمی تخیلی قابل قبول ایرانی را بخوانید. دعوتید به ۳۰۰ صفحه هیجان در تقابل خیر و شر در جهان بدون اسرائیل همراه با پیشرفت‌های فناورانه و ایدئولوژیک انقلاب اسلامی.

    #کتابستان

    www.Qafase.ir | @Qafase

    با #کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 19 دی 1397

    زندگی ساده و دوست‌داشتنی در دهه ۶۰ را با #داستان #طنز آبنبات هلدار تجربه کنید!

    شخصیت اول داستان، کودکی است که با تحلیل‌ها و شیطنت‌هایش لبخند را مهمان لب‌هایتان می‌کند.

    خداقوت به نویسنده: #مهرداد_صدقی

    ۴۱۶ ص

    پس از موفقیت و استقبال صورت‌گرفته، #سوره_مهر جلد سوم این کتاب را پیش‌فروش می‌کند.

    www.Qafase.ir | @Qafase

    با #کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 12 دی 1397


    طرح جلد کتاب داستان حیفا مستند ضد صهیونیزمی تکفیری
    کتاب داستان مستند ضد صهیونیزمی تکفیری «حیفا» نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی

    این کتاب هم مثل «کف خیابون». حتی ضعیف‌تر از آن ولی خوش‌دست‌تر و کوتاه‌تر. 

    البته یک چیز برای من عجیب بود و اون هم اینکه با وجود ویراستاری اثر توسط مؤسسه ویراستاران و رسیدن به چاپ شانزدهم در نشر معارف، غلط‌های فاحش املایی و حروف‌چینی هم دیدم. مثلاً قساوت قلب، برخاستن، ضرب‌الاجل و در به صورت قصاوت قلب، برخواستن، ضرب‌العجل و درب نوشته شده بودند.

    خواندن «کف خیابون» جنبه‌ها و نکات مفیدی در تشخیص شرایط فتنه‌گون می‌دهد اما خواندن «حیفا» برای اهل کتاب حرفه‌ای، سخت است و نسبتاً هم چیز دندان‌گیری در پی ندارد. ابعاد مختلف ماجراهای کتاب چه اصل داستان (اینکه یک زن مأمور امنیتی فاحشه اسرائیلی با بزرگان داعش رابطه داشت) و چه رویدادهای حاشیه‌ای آن هم باورپذیر نیست. بر فرض هم اگر باور کنیم، اطلاع خاص و مفیدی به دست نمی‌دهد. 

    مستند ضد صهیونیزمی-تکفیری حیفا، محمدرضا حدادپور جهرمی (متولد ۱۳۶۶)
    چاپ شانزدهم (۳۰۰۰ نسخه)، ۱۳۹۷
    قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها؛ دفتر نشر معارف
    ۱۸۸ صفحه، قطع رقعی، ۱۵۰۰۰ تومان (این هم گرون شده!)

    راستی، بهترین کتابی که درباره داعش خوندم، کتاب «ده روز با داعش؛ از درون دولت اسلامی» نوشته خبرنگاری به اسم یورگن تودنهوفر بود؛ خبرنگاری که به درون خلافت اسلامی رفت و از نزدیک پای صحبتشان نشست.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 9 دی 1397


    طرح جلد قبلی کتاب کف خیابون محمدرضا حدادپور جهرمی کتاب داستان «کف خیابون» نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی

    مستند داستانی «کف خیابون» که از خودکشی نوجوانی به نام افشین به دلیل بی بند و باری‌های خواهر و مادرش (!) آغاز می شود، با درایت، کاردانی و فداکاری تیم چهار نفره امنیتی: (محمد، ابوالفضل، عبداللهی و 233 و همکاری‌های افشین؟)، منجر به شناسایی سازمان‌های اطلاعاتی خارجی که در پوشش مزون و باشگاه و ... فعالیت‌های گسترده خود را برای فتنه و کودتا در انتخابات سال 88 سازماندهی می‌کنند.

    همه چیز از تلگرام شروع شد!
    «کف خیابون» که نویسنده آن را مستند داستانی می‌نامد، ابتدا به صورت نوشته‌های پی‌در‌پی در پیام‌رسان تلگرام منتشر می‌شد. نویسنده که طلبه علوم دینی است، در کانال شخصی خود «دل‌نوشته‌های یک طلبه» با ذوق و پشتکار عالی خود، به انتشار تدریجی «کف خیابون» پرداخت. بیش از هر چیز، این اثر مورد استقبال قرار گرفت و به شهرت نویسنده انجامید. 

    نقدها و سؤالات
    البته از همان موقع برخی سؤالات و مخالفت‌ها نیز وجود داشت و هنوز نیز وجود دارد. از آن جمله:
    • حجم قابل توجه مضامین بالای ۱۸ سال در زمینه مسائل جنسی و اخلاق عمومی. (آیا برای پرفروش‌شدن کار، باید از هر وسیله‌ای استفاده کنیم؟!)
    • صحت اتفاقات و رویدادها.
    • جنبه‌های فنی و نگارشی و لزوم ویراستاری داستان. تا جایی که برخی اساساً او را نویسنده ندانسته‌اند.

    دیگر آثار بالای ۱۸ سال
    گفتنی است حجت‌الاسلام حدادپور جهرمی پس از این کتاب، داستان‌های دیگری نیز با عناوینی چون «تب مژگان»، «حیفا»، «نه»، «حجره پریا»، «همه نوکرها» و «دفترچه نیم‌سوخته یک تکفیری» نیز منتشر کرده است که به نظر می‌رسد همه آن‌ها را بتوان در گونه «مستند امنیتی» طبقه‌بندی کرد. متأسفانه تقریباً همه این آثار تنها برای مخاطب بالای ۱۸ سال مناسب هستند!

    چرا این کارها مورد توجه قرار گرفت؟
    نکته قابل توجه استقبال فراوان از آثار این نویسنده است. برخی، با توجه به مضمون خاص و استقبال ناگهانی از اثر، آن را مشکوک دانسته‌اند و احتمال وجود توطئه را جدی اعلام کرده‌اند. اما به نظر من، او از ظرفیت فضای مجازی استفاده کرد و خدا هم خداست اثرش دیده شود. درباره‌اش صحبت شد و مورد توجه قرار گرفت. به همین سادگی! نیت خالص نویسنده در کنار استفاده پرتکرار از تعلیق‌ها هم باعث شده داستان‌هایش کشش داشته باشد و خوانندگان نتوانند به راحتی، کتاب را زمین بگذارند. نثر فریبنده محاوره‌ای هم بی‌تأثیر نیست. بله! شبه‌داستان‌های یک نانویسنده هم می‌تواند برای مخاطب عمومی خواندنی باشد. ضمن اینکه محتوا و حرف‌های ناگفته جبهه انقلاب اسلامی آنقدر زیاد است که حالا حالاها جا دارد امت حزب‌الله به عرصه وارد بشوند و واقعیت‌ها را بنویسند.

    و اما کف خیابون و محتوایش!
    نیمه اول کتاب هیچ ربطی به فتنه ۸۸ (انتخابات و مسائل سیاسی) ندارد. حداکثرش این است که شبکه‌ای از فساد سازمان‌یافته وجود دارد که در کار مزون و باشگاه است و البته این بی‌غیرتی‌ها در سطح بین‌المللی هم هست. اما نیمه دوم کتاب که به انتخابات نزدیک می‌شود، در ترسیم شرایط فتنه‌گون آن سال نسبتاً خوب و موفق و ستودنی عمل کرده است.

    دیگر آثار نویسنده
    نویسنده آثار جدی‌تر پژوهشی دینی هم دارد:
    * چرا شیعه هستم؟
    * چرا سنی نیستم؟
    * شرح خطبه امام حسین در منا
    * گناه‌شناسی
    *
     ما قبل الشهاده: جریان شناسی تاریخ اسلام از غدیر تا کربلا (دو جلدی)

    اطلاعات کتابشناسی کف خیابون
    مستند داستانی کف خیابون، نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی (متولد ۱۳۶۳) 
    چاپ دوازدهم (۱۳۹۷) ۵۰۰۰ نسخه، ۳۰۸ صفحه، ۲۱۰۰۰ تومان
    ناشر: مؤلف (شیراز: محمدرضا حدادپور جهرمی). چاپ قبلی: نشر مصلی

    راستی درباره فتنه، یکی از کتاب‌های خوبی که به اتفاقات فتنه واقعی کف خیابون (۲۳ خرداد تا ۳۰ خرداد ۱۳۸۸) پرداخته و مستند واقعی است، کتاب «خاطرات یک لباس‌شخصی» است که بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام (نشر سدید) منتشر کرده است.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 6 دی 1397

    تنها در دمشق، تصویرسازی قهرمانانه از قصه بزرگ‌ترین جاسوس اسرائیلی (الی کوهن مشهور به کامل امین ثابت) است از زبان خودشان؛ واقعی و خواندنی.

    نوشته شموئیل سیجف، ترجمه علی‌رضا طاقتی

    نشر #سدید، چاپ‌اول: ۱۳۹۷

    www.Qafase.ir | @Qafase

    با #کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 5 دی 1397

    کتاب «آن مرد در باران رفت» شهرام شفیعی

    #داستان دختری از خانواده‌ای پرجمعیت. جنگ که می‌شود، پدر می‌خواهد به جبهه برود...

    #شهرام_شفیعی نشر #شاهد

    www.Qafase.ir | @Qafase

    با #کتاب، تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • دوشنبه 1 مرداد 1397

    کتاب فیلم‌نامه شومن بهزاد بهزادپور
    کتاب فیلم‌نامه شومن؛ بهزاد بهزاد‌پور
    شبیه #فیلمنامه‌های خارجی است. ظاهرش سرقت از بانک است و باطنش نقد رسانه‌ها؛ همدستی زر و زور و تزویر.
    از مجموعه متون فاخر نیستان
    #بهزاد_بهزادپور
    نشر کتاب #نیستان تهران

    www.Qafase.ir | @Qafase
    با کتاب، تازه بمانید:
    :point_right: ble.im/join/ZTk3NGIyNT

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 اسفند 1396

    طرح جلد کتاب «ر ه ش»؛ رضا امیرخانی
    شورش امیرخانی علیه شهر!
    به قلم نویسنده مهمان: محسن احمدی
    دانشجوی دکتری ادبیات

    رهش ادامه قیدار، منِ او، بیوتن و ارمیاست. نقدی عالمانه و متخصصانه علیه شهری که دیگر شهر نیست؛ حتی ش ه ر هم نیست ر ه ش است. شهری نامتوازن، به هم ریخته، بی آداب، بدون هوا و غیره.
    رضا امیرخانی در رهش بازگوکننده داستان زن و شوهر و پسربچه‌ای است که هر سه گرفتار تهران‌اند. زن و شوهر هر دو معماری خوانده اند و مهندس معماری‌اند. فرزند آن‌ها یعنی ایلیا سلِ کودکان دارد و مادرش معتقد است عاملش هوای تهران است. مرد اول داستان حالا معاون شهردار منطقه 1 تهران است و زنی که همه دغدغه اش ریه های ایلیا فرزندش است. مردی که همه دغدغه‌اش پیشرفت شغلی و ارتقا مقام است و زنی که مادر است و دیگر هیچ! به قول خودِ لیا (زن داستان) خودش هم فکر نمی کرد که مادری روزی همه شغلش باشد و اکنون هست. مادری که تنها و تنها به سلامت ریه فرزندش و فرزندان این شهر می اندیشد. شخصیتهای داستان هم قابل حدس اند؛ بساز-بفروش بیسوادی که خرپول است و حاکمیت و مردم را سرکیسه میکند. منشی ای که نقشش رونق دادن به کار و بار بساز-بفروش بیسواد داستان است و از بداقبال تحصیل کرده رشته ادبیات فارسی است! ارمیایی که مثل همیشه درویش‌مسلک و انقلابی است. درویشی که در قید همه چیز هست و در قید هیچ چیز نیست؛ جبهه‌رفته است و شهرگریز. مؤانست با حیوانات بی زبانش را بر مؤانست با حیواناتی که به قول خودش «نطقی اضافه بر دیگر حیوانات دارند» ترجیح مینهد و بر فراز کوه دارآباد زندگی میکند. ارمیا قدسی است و نفسش آرام بخش دلهره‌های شهری و برای هر مشکلی راهکاری دارد بومی و بی آزار.

    رهش مانند بیشتر آثار امیرخانی نقد درون‌گفتمانی است. کسانی که با قشر حزب‌اللهی مؤانست دارند، می‌دانند که حزب‌اللهی‌ها دو دسته متمایز دارند. برخی در همه حال و در همه حالتی مدافع تمام و کمال حاکمیت اسلامی و همه رفتارهای درست و غلط آن هستند. برخی نیز سره شناسند. با عقلانیت متکی به ایمان بین رفتارهای غلط و صحیح تفکیک قائل می‌شوند. رفتارهای صحیح را تمجید می‌کنند و رفتارهای ناصحیح را فریاد می‌زنند؛ گاه فریاد که نه، علیه آن می‌شورند و شهری را می‌شورانند. امیرخانی بی‌شک از دسته دوم است. اصول‌دان است اما اصولگرا نیست. اصلاح‌خواه است اما اصلاح‌طلب نیست. دو لتی باشد گویا عوض سه لتی بودن!
    داستان رهش شوریدن علیه معماری شهری است که خانه‌هایش مانند جعبه‌های دستمال کاغذی است که عمودی کنار هم چیده باشند. ساختمان‌هایی بدریخت و بدقواره که مانند آینه دق هستند و نیستند. امیرخانی در رهش شهری روایت می‌کند که دائماً «از جسمش می‌برند و به جانش می‌خورانند». کلیدی‌ترین حرف امیرخانی در رهش تشابه تهران به زن بدکاره‌ای است که در زمان صفویه، شاه از «شفایی!» می‌خواهد تا ضمن اینکه هر روز از گوشت بدنش به خوردش دهد، نگذارد که بمیرد؛ یعنی مجازات خودبس! و شفایی ۳۸ روز با خدعه و تمهید او را زنده می‌دارد. شهری که در آن تراکم‌فروشی می‌کنند که خیابان‌ها را عریض‌تر کنند و بزرگراه دوطبقه بسازند تا ترافیک حل شود اما خریداران تراکم‌ها ماشین می‌خرند وارد خیابان‌ها می‌شوند و دوباره ترافیک و دوباره داستان «یک حاجی بود، یک گربه داشت... گوشت را گرفت طاقچه گذاشت... گربه آمد گوشت را خورد... حاجی آمد گربه را کشت...».
    شاید قشری و گروهی نقدهای امیرخانی را حواله شخصی خاص و دوره‌ای خاص در شهرداری کنند اما نقد امیرخانی جسورانه تمام شخصیت‌های تأثیرگذار بر معماری شهر تهران در بعد از انقلاب را هدف می‌گیرد. با انتخاب هوشمندانه شخصیت مرد داستان یعنی علا، به زندگی خصوصی این مدیران سرک می‌کشد و حتی خاله‌خانباجی‌های زنانشان را تیز و تند به نقد می‌کشد. 
    داستان از زبان اول شخص روایت میشود اما توسط سه شخص: 1- زن نقش اول داستان یعنی لیا که بخش اعظم داستان را روایت میکند 2- تهران که زنی است که دیگر توجه هیچ مردی را به خود جلب نمیکند و از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده 3- منشی بساز-بفروش خرپولی که از سر ناچاری باید روزانه هزاران دروغ را به خورد مشتریان او بدهد و دست برقضا او هم از اینکه از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده، گله دارد.

    پایان‌بندی داستان مانند ارمیا و بیوطن و غیره، غیرمنتظره و تا حدودی فراواقعی است. پایان‌بندی داستان به عهده ارمیاست و حرفهای صوفیانه‌اش که برآمده از دردهای انقلابی‌گری است نه از سر کنج عزلت نشینی و اوراد و اذکار خواندن.
    امیرخانی لحظه‌هایی بس شیرین روایت میکند اما بازگو نمی‌کند که بحران اصلی تهران، ضعف مدیران و بی تدبیری مسئولان نیست -که این هم البته هست و به جا هم هست- بلکه بحران مدرنیته است. بحران دور شدن انسان از خدا و گرفتار شدن در دام زندگی غربی. امیرخانی اگرچه معتقد است که هر مسئول در شهرسازی باید خانه مادربزرگش را فرایاد بیاورد و ریشه‌هایش را نباید از یاد ببرد اما نمیگوید که تکلیف ما با دنیای غرب چگونه باید باشد. بگریزیم یا بستیزیم یا بسازیم؟!

    در بخشی از داستان ناخواسته به مقام چادر و ارج و اعتبار آن ظلمی روا داشته شده که بعید میدانم عامدانه باشد؛ چراکه امیرخانی را همه میشناسیم. چادر گویی نشان مادرها که نه نشان مادربزرگهای ماست؛ باید آن را لای بقچه قدیمی مامان پیدا کرد و محض رعایت شئونات ورود به بسیج پوشید! تلخ است و ناتندرست به نظرم!

    اطلاعات کتاب‌شناختی:

    عنوان کامل کتاب

    ر ه ش

    نویسنده

    رضا امیرخانی

    ناشر

    تهران، انتشارات افق

    سایر توضیحات

    چاپ اول، ۱۳۹۶، قطع رقعی، ۱۹۲ صفحه، ۱۸۰۰۰ تومان


    قفسه را می‌توانید در پیام‌‌رسان‌های ایرانی دنبال کنید: @Qafase

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 29 آذر 1396

    طرح جلد کتاب رمان دخیل عشق مریم بصیری
    کتاب رمان «دخیل عشق»؛ مریم بصیری

    این کتاب را بیشتر از این جهت خواندم که موضوع پویش #کتاب_و_زندگی قرار گرفته بود و به همین علت،‌ بسیاری از مردم عادی آن را می‌خواندند و طبعاً از من نظرم را خواهند پرسید و اصلاً زشت بود که می‌گفتم نخوانده‌ام!

    اولش که خواندن کتاب را شروع کردم، نسبتاً ناامید شدم و تعجب کردم چرا این کتاب را انتخاب کرده‌اند. شروع قدرتمندی نداشت. اما به تدریج نظرم عوض شد و به انتخاب‌کنندگان حق دادم. الآن هم که کتاب تمام شده، راضی‌ام از وقتی که پای خواندنش گذاشتم.

    ماجرای کتاب، داستان زن پرستاری است که از ۲۰ سال پیش تا حالا می‌خواهد با کسی ازدواج کند که جانباز باشد!

    اگر فیلم‌هندی‌بازی‌های غافل‌گیرنده آخر کتاب را نادیده بگیریم، نویسنده تلاش خوبی کرده تا کلی شخصیت طراحی کند و از آن‌ها برای پرورش داستانش استفاده کرده است اما ته ماجرا برای آشنایان با فرهنگ دفاع مقدس قابل حدس‌زدن است و جای غافل‌گیری ندارد.

    عمده اتفاقات کتاب در مشهد می‌گذرد. حرم امام رضا و توسل هم نقش جدی دارد. مضمون اصلی اما جانبازان و آسایشگاه آنان است. مشکلات اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و سازمانی هم کم‌وبیش هست. جای خالی سیاست اما احساس می‌شود! ما از یک کتاب رمان انتظار داریم کتاب همه‌چیز باشد؛ از اخلاق فردی تا زندگی اجتماعی.

    قهرمان اصلی کتاب، یک زن است. پرداختن به زنان و ارائه یک الگوی خوب قابل تقدیر است. البته نمی‌توان گفت که کتاب به سبک زندگی دینی پرداخته است ولی خالی از اشعار به آن نیست.

    چاپ اول کتاب ظاهراً در ۲۹۰ صفحه توسط عصر داستان در ۱۳۹۱ انجام شد و بعدها ۶۰ صفحه به کار اضافه شده است بدون اینکه به داستان و اتفاقات آن چیزی اضافه شود.

    نویسنده نثر خوب و قدرتمندی دارد و داستان‌نویسی را بلد است.

    استفاده از اسامی واقعی کوچه‌ها و محله‌ها در مشهد بر جذابیت کار افزوده است.

    خدا به نویسنده خیر دهاد.

    اطلاعات کتاب‌شناختی اثر

    عنوان کامل کتاب

    دخیل عشق

    پدیدآور

    مریم بصیری (متولد ۱۳۴۸)

    ناشر

    قم، انتشارات کتاب جمکران
    چاپ قبلی: انتشارات عصر داستان

    قطع رقعی، چاپ نهم، ۱۳۹۶- ۳۵۸ صفحه.

    به زودی در قفسه
    کتاب دیدار با آفتاب، خاطرات جانباز محمد یحیایی؛ سمیرا سادات امامی/ انتشارات کتاب سمنگان سمنان
    کتاب فواره گنجشک‌ها، زندگی داستانی امام جعفر صادق؛ محمود پوروهاب/ انتشارات مسجد مقدس جمکران قم

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات مطالب قفسه:4
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: