قفسه‌: نقد و نگاه من به کتاب‌هایی که خوانده‌ام Qafase.IR

معرفی، نقد، بررسی و تحلیل كتاب با تاكید بر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

چهارشنبه 9 اسفند 1396

طرح جلد کتاب «ر ه ش»؛ رضا امیرخانی
شورش امیرخانی علیه شهر!
به قلم نویسنده مهمان: محسن احمدی
دانشجوی دکتری ادبیات

رهش ادامه قیدار، منِ او، بیوتن و ارمیاست. نقدی عالمانه و متخصصانه علیه شهری که دیگر شهر نیست؛ حتی ش ه ر هم نیست ر ه ش است. شهری نامتوازن، به هم ریخته، بی آداب، بدون هوا و غیره.
رضا امیرخانی در رهش بازگوکننده داستان زن و شوهر و پسربچه‌ای است که هر سه گرفتار تهران‌اند. زن و شوهر هر دو معماری خوانده اند و مهندس معماری‌اند. فرزند آن‌ها یعنی ایلیا سلِ کودکان دارد و مادرش معتقد است عاملش هوای تهران است. مرد اول داستان حالا معاون شهردار منطقه 1 تهران است و زنی که همه دغدغه اش ریه های ایلیا فرزندش است. مردی که همه دغدغه‌اش پیشرفت شغلی و ارتقا مقام است و زنی که مادر است و دیگر هیچ! به قول خودِ لیا (زن داستان) خودش هم فکر نمی کرد که مادری روزی همه شغلش باشد و اکنون هست. مادری که تنها و تنها به سلامت ریه فرزندش و فرزندان این شهر می اندیشد. شخصیتهای داستان هم قابل حدس اند؛ بساز-بفروش بیسوادی که خرپول است و حاکمیت و مردم را سرکیسه میکند. منشی ای که نقشش رونق دادن به کار و بار بساز-بفروش بیسواد داستان است و از بداقبال تحصیل کرده رشته ادبیات فارسی است! ارمیایی که مثل همیشه درویش‌مسلک و انقلابی است. درویشی که در قید همه چیز هست و در قید هیچ چیز نیست؛ جبهه‌رفته است و شهرگریز. مؤانست با حیوانات بی زبانش را بر مؤانست با حیواناتی که به قول خودش «نطقی اضافه بر دیگر حیوانات دارند» ترجیح مینهد و بر فراز کوه دارآباد زندگی میکند. ارمیا قدسی است و نفسش آرام بخش دلهره‌های شهری و برای هر مشکلی راهکاری دارد بومی و بی آزار.

رهش مانند بیشتر آثار امیرخانی نقد درون‌گفتمانی است. کسانی که با قشر حزب‌اللهی مؤانست دارند، می‌دانند که حزب‌اللهی‌ها دو دسته متمایز دارند. برخی در همه حال و در همه حالتی مدافع تمام و کمال حاکمیت اسلامی و همه رفتارهای درست و غلط آن هستند. برخی نیز سره شناسند. با عقلانیت متکی به ایمان بین رفتارهای غلط و صحیح تفکیک قائل می‌شوند. رفتارهای صحیح را تمجید می‌کنند و رفتارهای ناصحیح را فریاد می‌زنند؛ گاه فریاد که نه، علیه آن می‌شورند و شهری را می‌شورانند. امیرخانی بی‌شک از دسته دوم است. اصول‌دان است اما اصولگرا نیست. اصلاح‌خواه است اما اصلاح‌طلب نیست. دو لتی باشد گویا عوض سه لتی بودن!
داستان رهش شوریدن علیه معماری شهری است که خانه‌هایش مانند جعبه‌های دستمال کاغذی است که عمودی کنار هم چیده باشند. ساختمان‌هایی بدریخت و بدقواره که مانند آینه دق هستند و نیستند. امیرخانی در رهش شهری روایت می‌کند که دائماً «از جسمش می‌برند و به جانش می‌خورانند». کلیدی‌ترین حرف امیرخانی در رهش تشابه تهران به زن بدکاره‌ای است که در زمان صفویه، شاه از «شفایی!» می‌خواهد تا ضمن اینکه هر روز از گوشت بدنش به خوردش دهد، نگذارد که بمیرد؛ یعنی مجازات خودبس! و شفایی ۳۸ روز با خدعه و تمهید او را زنده می‌دارد. شهری که در آن تراکم‌فروشی می‌کنند که خیابان‌ها را عریض‌تر کنند و بزرگراه دوطبقه بسازند تا ترافیک حل شود اما خریداران تراکم‌ها ماشین می‌خرند وارد خیابان‌ها می‌شوند و دوباره ترافیک و دوباره داستان «یک حاجی بود، یک گربه داشت... گوشت را گرفت طاقچه گذاشت... گربه آمد گوشت را خورد... حاجی آمد گربه را کشت...».
شاید قشری و گروهی نقدهای امیرخانی را حواله شخصی خاص و دوره‌ای خاص در شهرداری کنند اما نقد امیرخانی جسورانه تمام شخصیت‌های تأثیرگذار بر معماری شهر تهران در بعد از انقلاب را هدف می‌گیرد. با انتخاب هوشمندانه شخصیت مرد داستان یعنی علا، به زندگی خصوصی این مدیران سرک می‌کشد و حتی خاله‌خانباجی‌های زنانشان را تیز و تند به نقد می‌کشد. 
داستان از زبان اول شخص روایت میشود اما توسط سه شخص: 1- زن نقش اول داستان یعنی لیا که بخش اعظم داستان را روایت میکند 2- تهران که زنی است که دیگر توجه هیچ مردی را به خود جلب نمیکند و از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده 3- منشی بساز-بفروش خرپولی که از سر ناچاری باید روزانه هزاران دروغ را به خورد مشتریان او بدهد و دست برقضا او هم از اینکه از زنانه‌گی چیزی برایش نمانده، گله دارد.

پایان‌بندی داستان مانند ارمیا و بیوطن و غیره، غیرمنتظره و تا حدودی فراواقعی است. پایان‌بندی داستان به عهده ارمیاست و حرفهای صوفیانه‌اش که برآمده از دردهای انقلابی‌گری است نه از سر کنج عزلت نشینی و اوراد و اذکار خواندن.
امیرخانی لحظه‌هایی بس شیرین روایت میکند اما بازگو نمی‌کند که بحران اصلی تهران، ضعف مدیران و بی تدبیری مسئولان نیست -که این هم البته هست و به جا هم هست- بلکه بحران مدرنیته است. بحران دور شدن انسان از خدا و گرفتار شدن در دام زندگی غربی. امیرخانی اگرچه معتقد است که هر مسئول در شهرسازی باید خانه مادربزرگش را فرایاد بیاورد و ریشه‌هایش را نباید از یاد ببرد اما نمیگوید که تکلیف ما با دنیای غرب چگونه باید باشد. بگریزیم یا بستیزیم یا بسازیم؟!

در بخشی از داستان ناخواسته به مقام چادر و ارج و اعتبار آن ظلمی روا داشته شده که بعید میدانم عامدانه باشد؛ چراکه امیرخانی را همه میشناسیم. چادر گویی نشان مادرها که نه نشان مادربزرگهای ماست؛ باید آن را لای بقچه قدیمی مامان پیدا کرد و محض رعایت شئونات ورود به بسیج پوشید! تلخ است و ناتندرست به نظرم!

اطلاعات کتاب‌شناختی:

عنوان کامل کتاب

ر ه ش

نویسنده

رضا امیرخانی

ناشر

تهران، انتشارات افق

سایر توضیحات

چاپ اول، ۱۳۹۶، قطع رقعی، ۱۹۲ صفحه، ۱۸۰۰۰ تومان


قفسه را می‌توانید در پیام‌‌رسان‌های ایرانی دنبال کنید: @Qafase

  • نظرات() 
  • جمعه 8 بهمن 1395

    رویای نیمه شب

    کتاب رویای نیمه‌شب (نیمه‌شبی در حله) با حمایت پویش مطالعاتی روشنا، از گنجینه کتاب‌های خوب بیرون آمد و به جامعه معرفی شد.

    نویسنده کتاب، مظفر سالاری، یک آخوند است. از حجت‌الاسلام مظفر سالاری پیش‌تر کتاب «قایق راندن به اقیانوس» را خوانده بودم. آن کتاب،‌ کتاب متوسطی بود. موضوع آن کتاب‌،‌ سفر رهبر انقلاب اسلامی به استان یزد در سال ۱۳۸۶ بود. (از آن دیدار، برادر عزیزمان، آقای دکتر سید بشیر حسینی هم کتابی دارند به نام سفر به ایساتیس که به پشت صحنه آن سفر می‌پردازد.)

    اما رؤیای نیمه‌شب،‌ فوق‌العاده است و فراتر از انتظار من ظاهر شد. بسیاری را می‌شناسم که نتوانستند قبل از تمام کردن،‌ این کتاب را زمین بگذارند. کشش دارد. جاذبه دارد. پشت سر هم در دام غافل‌گیری نویسنده می‌افتید! حالا شاید منتقدان ادبی با موازین داستان‌شناسانه خود،‌ نقدهایی به آن داشته باشند ولی مخاطب عمومی‌، کتاب را (شاید به خاطر پرداخت خوب داستان عاشقانه‌اش) می‌پذیرد و می‌پسندند.

    مهم‌تر از متن، محتواست. محتوای کتاب،‌ یک دوره آموزش معارف مهدوی (و نیز وحدت شیعه و سنی) است. این آموزش‌ها آسیبی به بافت داستان نزده است و در فضای داستان، آرا‌م‌آرام و به تدریج به دل مخاطب می‌نشیند،‌ ان‌شاءالله.

    چاپ قبلی کتاب با عنوان «نیمه‌شبی در حله» به همت بوستان کتاب قم منتشر شده بود.


    دوست خوبم،‌ آقای محسن احمدی که دانشجوی دکتری ادبیات هستند،‌ زحمت کشیدند و کتاب را از جهت فنی هم بررسی کردند و نکاتی را در همین زمینه یادآور شدند که با اجازه ایشان،‌ بخش اول آن را که بُعد آموزشی خوبی دارد و به ارتقای سواد داستانی می‌انجامد،‌ این‌جا منتشر می‌کنیم:

    نقدی بر رمان «رؤیای نیمه‌شب»


    آن‌ها که در فضای حزب‌اللهی تنفس می‌کنند و کتاب می‌خوانند یا اهل دیدن تلویزیون هستند، حتماً این روزها نام این کتاب به گوششان خورده است. داستانی در فضای واقعی (رئال) که در بستر قرن 8 یا شاید هم 9 هجری در شهر حله عراق جریان دارد.
    شاید به‌جرئت بتوان گفت این داستان بسیاری از عناصر بین و شاخص داستان‌نویسی مدرن را در خودش ندارد و بیش از آنکه یک داستان (به معنی آنچه از غرب به ادبیات ما وارد شده و داستان‌نویسی مدرن است) باشد یک قصه یا افسانه است. عناصر قصه‌نویسی قدیم در این کتاب بسیار بیشتر از داستان امروزی بروز و نمود دارد:
    1-  یکی از تفاوت‌های بارز و جدی "داستان" با "قصه" بحث «مکان» است. مکان در قصه‌های قدیم عموماً کلی و همه‌گیر است؛ یعنی مشخصه بومی و محیطی ندارد. مثلاً داستان‌های هزار و یک‌شب یا داستان‌های ملانصرالدین در هر شهر و مکانی اتفاق بیفتد، فرقی ندارد. در قصه‌های قدیم مکان را یا ذکر نمی‌کردند یا اگر هم ذکر می‌کردند تنها به نام آن اشاره می‌شد و اینگونه نبود که عناصر محیطی و مکانی در داستان نقش ایفا کنند. برعکس در داستان‌نویسی مدرن، مکان و عناصر محیطی در داستان نقشی مهم و جدی دارند و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن را در داستان نادیده گرفت. مثلاً فرض کنید بخواهیم نقش تهران را در داستان من او رضا امیرخانی نادیده بگیریم یا حذف کنیم؛ داستان کاملاً ناقص و بی‌هویت می‌شود. در کتاب رؤیای نیمه‌شب می‌توان جای حله عراق هر شهر دیگری را گذاشت بدون آنکه به اصل داستان لطمه‌ای وارد شود.
    2-  یکی دیگر از تفاوت‌های قصه با داستان، "زمان" است. زمان در قصه‌های قدیم امری کلی و مبهم است. نویسنده هیچ‌گاه وارد جزئیات زمان و زمانه نمی‌شود. مثلاً داستان لیلی و مجنون یا سندباد را می‌توان مربوط به هر عصر و زمانی دانست بدون اینکه اصل داستان لطمه‌ای بخورد اما داستان سووشون سیمین دانشور تنها و تنها در بافت تاریخی بعد از کودتای 28 مرداد و فقط در بستر شهر شیراز قابل روایت است و الا هر کدام از این عناصر را از داستانش بگیریم داستان ناقص خواهد بود. در کتاب رؤیای نیمه‌شب می‌توان به جای قرن هشتم یا نهم هجری، هر قرنی را منهای قرن اخیر گذاشت بدون آنکه داستان نقصی پیدا کند.
    بحث تفاوت‌های قصه و داستان، بحثی درازدامن است و در این مقال ما را همین دو نکته اخیر بس.


    اطلاعات کتا‌ب‌شناختی اثر:

    عنوان کامل کتاب

    رؤیای نیمه‌شب

    نویسنده

    مظفر سالاری

    ناشر

    کتابستان معرفت

    توضیحات

    چاپ ۲۳، ۲۷۸ صفحه،‌ رقعی، ۸۵۰۰ تومان. (چاپ اول: ۱۳۸۷)

    به زودی در قفسه:
    کتاب «رؤیای نیمه‌شب»؛ مظفر سالاری (کتابستان معرفت)؛ یادداشت برادر مجید ابراهیمیان
    کتاب «رؤیای نیمه‌شب»؛ مظفر سالاری (کتابستان معرفت)؛ یادداشت برادر مجید فیضیان
    کتاب «نظریه رمان»؛ حسین پاینده (نشر نظر- نیلوفر)

  • نظرات() 
  • آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب:
    • آخرین بازدید :
    • روزآمد شده در: